X
تبلیغات
رایتل

روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی



www.RavanMoshaver.com

 بزرگترین هدیه عاطفی عمر همسران به همدیگر احساس درجه یک بودن است.


جهت انجام مشاوره بصورت کاملا خصوصی در تمامی زمینه ها اینجا کلیک کنید.



فوبی یعنی نوعی هراس بی‌جا.


آیا هرگز شنیده یا دیده‌اید که شخصی از بعضی جاها بی‌خودی بترسد؟ آری افرادی هستند که از جمعیت و یا از برخورد با دیگران وحشت دارند. چنین حالتی را واکنش فوبیک یا «واکنش هراس بی‌جا» می‌نامند؛ شخص مبتلا به چنین ترسی را در اصطلاح، فوبیا می‌گویند. آیا به راستی چنین افرادی بیمارند؟ پاسخ این است که «نه»؛ آنان مبتلا به یک ناراحتی عاطفی هستند. چرا که به هر حال چیزی وجود دارد که آنان را پریشان حال می‌سازد؛ یا در گذشته با مسایلی برخورد کرده‌اند که این پریشانی را در نهادشان باقی گذارده است. اینان مدام می‌کوشند تا چاره‌ای برای «درد عاطفی» خود بیابند؛ درست همانگونه که انسان برای «درد بدنی» خویش به دنبال درمان می‌گردد. 

علائم مشخصه فوبی 
همه ما در برابر آشفتگیهای عاطفی واکنش داریم؛ یعنی گریه سر می‌دهیم، رنگ چهره می‌بازیم، و گاهی عرق می‌کنیم. ولی برخی از افراد هستند که فشارهای روحی را شدیدتر از دیگران احساس می‌کنند، و یا آنکه تاب مقاومتشان کمتر از دیگران است. رفتار اینان در برابر دردهای عاطفی به گونه‌ای غیرطبیعی و غیرعادی بروز می‌کند. چنین واکنشهایی را گاهی «واکنش‌عصبی» نیز می‌خوانند. گونه‌ای از این واکنشها عامل تولید و گسترش فوبی یا یک ترس بی‌جا و غیرعادی از چیزی خاص است؛ مانند ترس از «شلوغی» یا «جاهای خلوت». 
از نکات جالب درباره این افراد یکی آن است که بیم‌شان از چیزهایی است که خود قادرند از آنها اجتناب کنند. مثلا کسی آنها را مجبور نمی‌کند که به جاهای پرجمعیت، یا برعکس، به نقاط خلوت بروند، و اگر هم نروند حالشان خوب است و هرگز مایه «نگرانی» نخواهند داشت. 

منشا اضطراب فوبی 
اینکه چرا باید شخصی مثلا از جاهای وسیع و یا شلوغ ، احساس بیم داشته باشد، حقیقت این است که چنین بیمی حتما منشا در جایی دارد. چه بسا که وی در دوران خردسالی از چیزی احساس بیم می‌کرده است؛ یا چه‌بسا که عامل این بیم پدر خودش بوده باشد که در کودکی هم او را دوست می‌داشت و هم به جهتی از وی می‌ترسید. این تضاد سبب گردید که بعدها وی چیز دیگری را به عنوان عامل ترس ، ‌جایگزین پدر خود سازد و مثلا جاهای شلوغ را نماد پدر قرار دهد، و چون خود را قادر می‌بیند از آن بپرهیزد، پیش خود چنین می‌پندارد که از حقیقت دیگری که ترس از پدر باشد نیز گریخته است.

درمان ترس کودکان

ترس بخش طبیعی از رشد کودک است. ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند که به صورت دائمی و به مدت طولانی در کودک باقی بمانند یا ذهن کودک را به طور کامل اشغال کنند،اگرترس در تمام زندگی عادی آنها مداخله کرده و تأثیرمنفی داشته و کودک نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به تشویش که همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد. ترس یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، گاهی به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند توصیه‌های مناسب روان‌شناسان و استفاده از مداخلات رفتاری ضروری است.


انواع ترس :
کودکان نوپا معمولاً از تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمین خوردن، حیوانات و حشرات، ، حمام کردن و تاریکی هنگام خواب می ترسند. که با افزایش سن و رشد شناختی این ترس ها کاهش خواهد یافت در غیر این صورت نیاز به درمان است.
در موردکودکان پیش دبستانی شامل ترس از حیوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر یا مادر، و تاریکی هنگام خواب می باشد.
کودکانی هنگامی که وارد مدرسه می شوند. از تنهایی، بعضی صداها، زمین خوردن، ورود به مکان جدید (مثلا به مدرسه) ، تاریکی هنگام خواب ،طرد اجتماعی، جنگ، فضاهای جدید و دزد می ترسند.
نوجوانان (که به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل دانشگاه و…) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند. این قبیل ترس ها در کودکان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممکن است افزایش یابد: تولد یک فرزند جدید در خانواده، نقل مکان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره.

گاهی بعد از وقوع یک اتفاق تحریک کننده، ترس در کودکان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یک شیء داغ یا فرار کردن از یک سگ. بعضی کودکان نسبت به کودکان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد. والدینی که همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود در مقابل هرچیز عکس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.


رفتار با کودکان هنگام بروز ترس:
به احساس کودک احترام قائل شوید به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نکنید و بدانید که بی توجهی به چیزهایی که او را می ترساند کمکی به حل مشکل نمی کند.
- از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت کنید.
- بیش از حد لزوم از او مواظبت نکنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی که می ترسد دوری کند و کودک را هیچ وقت به انجام دادن کارهایی که از آن واهمه دارد وادار نکنید.
زیاد عکس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد به ترس اوباعث تقویت ترس در کودک می شود.
- به کودک دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. با او همدردی کنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید: می دانم که از رفتن به مسابقه هراس داری و شاید از این که افرادجدیدی را می بینی نگران هستی؛ ولی من فکر می کنم در آنجا احساس خیلی بهتری خواهی داشت و افراد شرکت کننده در مسابقه هم احساس تورا دارند.
به او یادآوری نمایید قبلاً هم در یک زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش از بین رفته و ترسها دائمی نیستند .
- به او قوت قلب بدهید و به او کمک کنید تا با ترس روبه رو شود. آن را حس کند .تا به صورت عینی در آمده وارد ناخواآگاهش نشود.

تـرس از تاریکی
ترس از تاریکی حدود ۲ تا ۳ سالگی ظاهر می شود. و بین کودکان متفاوت است. یک شب از هیولا و شب دیگر از دزد یک شب از جن و……. می ترسند.
معمولاً اطمینان دادن به کودک مانع تشدید و مزمن شدن ترس می شود، اما گاهی ترس در کودک باقی می ماند، در این صورت پیشنهادهای زیر شما را در غلبه بر مشکل یاری خواهند داد.
درباره ترس بحث کنید. هیچ گاه روی احساساتی مثل ترس، سرپوش نگذارید، بلکه به آن اعتراف کنید زیرا به نظر کودک واقعی می آید.
به او اطمینان دهید چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، اما احساسات او را به عنوان احمقانه یا بچگانه بودن مسخره نکنید.
سوال کنید در تاریکی از چه چیزی می ترسد؟ در یک اتاق تاریک کنار او بنشینید و بخواهید علت ترس خود را شرح دهد
کودک را در برابر ترس مقاوم کنید: مجموعه ای از بازی ها می توانند کودک را به تاریکی عادت دهند. به برخی از این بازی ها توجه کنید. دنبال بازی، شما راهنما باشید و از کودک بخواهید شما را دنبال کند. بهتر است با دستتان او را راهنمایی کنید. ابتدا بازی را در روشنایی انجام دهید و فقط گاهی وارد تاریکی شوید، اما بتدریج مدت زمان بیشتری را در تاریکی بگذرانید. اگر کودک خواست جای خود را با او عوض کنید.
بازی شمردن
همراه با فرزندتان در یک محل تاریک بایستید و تا عدد ۳ بشمارید. کم کم این زمان را طولانی تر کنید، تا به ۶۰ ثانیه برسد. او را از صمیم قلب تحسین کنید. بتدریج صدایتان را پایین تر بیاورید. برای یک کودک بزرگ تر می توانید این زمان را تا چند دقیقه نیز افزایش دهید. در تاریکی باری های مختلفی انجام دهید مثلا گرگم به هوا بازی کنید. هر کدام به نوبت گرگ شوید و در حین بازی حسابی سروصدا کنید.
روی میز پتویی بیندازید و به کودک اجازه دهید تا به زیر آن برود و برایش در و پنجره درست کند این مکان فضای مناسبی برای بازی کردن در تاریکی است. با او قایم باشک بازی کنید، یا شیء خاص را در یک مکان تاریک مخفی کنید و از او بخواهید آن را پیدا کند تا در این صورت یک علامت مثبت به دست آورد. می توانید برای هر سه علامت مثبت هدیه ای کوچک به او بدهید. به کودک اطمینان دهید که در تاریکی خطری او را تهدید نمی کند.
شب، قبل از خواب درها و پنجره ها را با همکاری کودک قفل کنید. توضیح دهید که دزد بندرت به خانه ای که کسی در آن است وارد می شود و همین طور بگویید که اگر دزدی وارد خانه شود، شما زودتر بیدار خواهید شد.
همراه با کودکتان درحالیکه یک چراغ قوه در دست دارید، به اتاق تاریکی وارد شوید و نقش کاوشگر را بازی کنید.
به کودک امورش دهید در تاریکی با خودش صحبت کند. وقتی او جمله هایی نظیر من نمی ترسم و هیچ چیز نمی تواند به من صدمه بزند را تکرار کند می تواند خودش را شجاع بداند.
تقویت کننده ها:
هرگاه کودک را در غلبه بر ترسش موفق دیدید موفقیت او را تحسین کنید. مثلا یک چراغ قوه به دست کودک بدهید. برای شب اول ۲ دقیقه در تاریکی کافی است، اما هر شب یک دقیقه به این زمان بیفزایید. این کار را تا آنجا ادامه دهید که کودک بتواند قبل از به خواب رفتن براحتی در رختخوابش دراز بکشد.
ترس های مورد نیاز درمان
ابتدا به سن کودک باید توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.
درمان ترس:
روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجله نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند.
راه حل بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.
زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.
بازی ترس کودک را از بین می برد. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود.
نویسنده: افتخار حمیدی

کلوستروفوبی

کلوستروفوبی

یک نوع فوبی هنجاری دیگر ، بنام کلوستروفوبی وجود دارد. این نوع فوبی فضاهای بسته است که بین 4 تا 13 افراد به آن دچار هستند . بیماران مبتلا به کلوستروفوبی ، معمولا از خفه شدن ، له شدن در جا های فوق العاده شلوغ (مانند صف بلیط کنسرت یا وسایل نقلیه عمومی در ساعتهای شلوغ )یا از کمبود اکسیژن (مانند گیر کردن در اتاقک آسانسور یا مترویی که بین دو ایستگاه از حرکت ایستاده )وحشت دارند . در نظر داشته باشیم که این ترس نزد کسانی که فوبی هم ندارندمی تواند وجود داشته باشد. بسیاری از اشخاص فکر می کنند که در یک فضای بسته بیش از اندازه معمول احتیاج به اکسیژن دارند. (واقعیت این است که در یک فضای بسته که هوا جریان ندارد می توانیم چند روز زنده بمانیم تا اینکه اکسیژن آن محوطه بکلی تمام شود )


Les Phobies, Andre, Christophe

فوبی های موقعیتی

فوبی های موقعیتی

این نوع ویژه فوبی ، عموما مربوط  به وسایل نقلیه (هواپیما ، قطار ، ماشین ...) و فضا های بسته می باشد که کلوستروفوبی نامیده می شوند.

اینها یک مجموعه فوبی های بی شباهت به هم هستند که بیماران نسبت به آنها بگونه ایی متفاوت واکنش نشان می دهند. در پژوهشی بر روی چهار صد و نوزده بیمار فوبی پروازی این گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است این  فوبی 8 تا11 درصد اشخاص را در بر می گیرد.

بنظر می آید می توان کسانی را که ازهواپیما می ترسند به سه گروه مجزا با ویژگی های کاملا متفاوت تقسیم کرد:


1 - گروه اول :کسانی هستند که از دیدن خودشان در هوا، بصورت معلق در هوا،یا وقتی زیر چایشان خالی است وحشت دارند. در هنگام سفر حمله های وحشتی فوق العاده به آنها دست نمی دهد ولی در آغار و در طول سفر بسیار مضطرب بنظر می آیند. اما اکثر مواقع، اگر لازم باشد، کاملا قادرند که برای سفر سوار هواپیما بشوند .


2 – گروه دوم :کسانی هستند که می توانیم آنها را کاملا ترسو بنامیم. اضطراب بسیار زیادی دارند به اندازه ای که فکر می کنند در اطاقک خلبان گیر کرده اند . از اینکه در یک حمله هول انگیز ، کنترل خودشان را از دست بدهند وحشت دارند . معمولا به هر دری می زنند که به هیچ وجه در یک هواپیما قرار نگیرند.


3 – گروه سوم: کسانی هستند که از رو برو شدن با مسافرین دیگر وحشت دارند.نزد آنها میزان وحشت بسیار زیاد است . آنها احساس می کنند که با مسافرین دیگر ،روی هم در یک هواپیما ریخته شده اند و زمانی که دیگران در راهرو هواپیما راه می روند زیر آنها هستند و این موضوع آنها را به وحشت می اندازد . این اشخاص سعی می کنند یک پنجره بنشینند که هنگام پرواز از جای خود بلند نشوند و همینکه سر جایشان نشستند شروع به خواندن کتاب خیلی جالب می کنند یا به یک خواب خیلی طولانی فرو می روند .



 

گروه بندی فوبی ها

فوبی ها  به 3 گروه تقسیم می شوند  

اصطلاح فوبی به معنای ترس افراطی  از یک موضوع ،شرایط، یا موقعیت خاص و  معین است.  فوبی بنا به تعریف  عبارت است از ترسی غیر منطقی که موجب اجتناب آگاهانه از موضوع، فعالیت، یا موقعیت هراس آور است. وجود عامل هراس آور یا انتظار آن می تواند رنج و عذابی شدید در فرد مبتلا ایجاد کند، در حالی که خود او نیز به افراطی بودن این واکنش واقف است.

دانشمندان فوبی ها را به سه گروه بزرگ و اصلی تقسیم می کنند:  1:فوبی های ویژه 2: فوبی از مکانهای باز و عمومی  (آگور آ فوبی)  3 : فوبی های اجتماعی

1:فوبی های ویژه:فوبی های خاص بطور کلی ،در برگیرنده ترس از حیوانات ، ترس از پدیده های طبیعی ،خون و زخم ها هستند .سابق بر این فوبی ساده نامیده می شدندکه معلولیت ناشی از آن چندان مهم نیست؛ زیرا رفتارهای گریز از این نوع فوبی ها می تواند با یک زندگی روزمره و تقریبا طبیعی تطابق پیدا کند .

بی شک درک و فهم این نوع فوبی ها از همه آسان تر است کسی که از چیز ویژه وحشت دارد تا می تواند از آن دوری می کند . اشیاء یا حالتهایی که می توانند ریشه فوبی های ویژه شناخته شوند بسیار هستند ولی به طور کلی می توانیم آنها را به پنج گروه تقسیم کنیم :

1- فوبی از حیوانات ، مانند: سگ 2- پدیده های طبیعی ، مانند: طوفان 3- خون و زخم ها ، مانند: آمپول ، درمان دندانها 4:فوبی هایی در موقعیت های استثنایی  5: فوبی های دیگر مانند :خفه شدن ، افتادن

علت اینکه این گروه را فوبی ویژه نام گذاری کرده اند نشانگر این است که ، ترس هایی که جزء این گروه هستند معمولا خیلی محدود هستند  به این معنا که فقط در مواقعی که شخص به موضوع ، یا شی ء یا حیوان مورد ترسش بر خورد می کند ، ترس و وحشت او را فرا می گیرد که این امر آزار دهنده است و در مواقع دیگر شخص مبتلا به فوبی ویژه ، زندگی راحتی دارد و موضوعی آزارش نمی دهد . 

تاریخ سرشار از شخصیت هایی که ترس های مشهور داشتند : امپراتور رومی ژرمنیکوس خروس ها را تحمل نمی کرد. اخترشناس تیکوبراهه از روباه و خرگوش صحرایی می ترسیده . آمبروآز پاهه از دیدن مار ماهی بیهوش می شده ، ناپلئون بناپارت از گربه وحشت داشته است ،مانند دشمن قدیمی اش ولینگتون

در مورد ترس از آب که یک فوبی پدیده طبیعی است باید بگوییم که 2 تا 3 درصدکودکان دچار آن می باشند که این امر معلولیت نسبی در تفریحات بوجود می آورد :استخر ، کنار دریا ، مکانهای تهدید کننده ایی هستند برای کسانی که حتی از  سفر با کشتی وحشت دارند و قادر نیستند لحظه ای سرشان را زیر آب نگه دارند و یا زیر دوش بروند .

 


Les Phobies, Andre, Christophe

 





1 2 >>